فیلم «پانی پت» و دیوانگی چند أبله

لیکوال: محمد صادق رصاص

روزی روزگاری هندوستان مهد تمدن و فرهنگ اسلامی بود. از غزنویان گرفته تا سلاطین و دودمان غوری و مجاهد بزرگ اسلام «احمد شاه باباه ابدالی» هریکی در این خاک حماسه‌ها آفریدند و از خودشان نام و نشانی به جا گذاشته اند. از مسجد قطب گرفته تا منار دهلی، مسجد شاهی و قصر افسونگر تاج محل و ده‌ها آثار و آبدات تاریخی دیگر که هندوستان را در سراسر جهان معرفی نمود و مردم برایش حساب باز نموده اند و اینکه رنگین ترین کارنامه و مهترین رزومه را هندوستان از لابلای روزگار روشن و صفحات درخشان اقتدار همین بزرگان کسب کرده است؛ همه بیانگر این است که هندوستان تولد دوباره اش را مدیون شخصیت‌های مزبور است.
بدون تردید بخش بزرگی از صفحات زرین تاریخ ملت بالنده افغانستان به خاک هندوستان گره خورده است و به هیچ دلیل و منطقی نمی توان این پیوند جاوید و ناگسستنی را انکار نمود. هندوستان آنگاه هندوستان شد که فاتحین و امپراطوران اسلامی (افغانی) در آن سرزمین به منصه ظهور آمده و از خاک آن بر بخش اعظم ممالک آسیایی حکومت و فرمان روایی می‌کردند. هندوستان که بدون اغراق پیکر بی جان آن به وسیله فاتحان و سلاطین (اسلامی) روح گرفت و از بی سویی و حیرانی که در طول تاریخش از آن رنج می‌برد، رهایی یافت و ستاره فروغش در آسمان تاریک سر در گمی تاریخی اش تابیدن گرفت و دارای تمدن، فرهنگ و یک سرزمین شایسته و بایسته ذکر و تورد شد، جا دارد که ملت کنونی هندوستان قطع نظر از اینکه این رهبران و فاتحان (اسلامی) دارای چه صبغه و مذهبی بوده اند، آنهارا ستوده و به ایشان ارج بنهد و از تاریخ پر فراز و فرود این بزرگان برای فرزندان شان داستان‌هایی از آزادی و سازندگی تعریف نمایند.
فیلم «پانی پت» در این چند روز اخیر که از کناره‌های آسمان سینمای کشور هندوستان آفتابی شده و نُقل مجالس شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها شده است، تبلوری از ناسپاسی و قدر ناشناسی سینمای هندوستان و دست اندر کاران تولید این فیلم و امثالش است که با تخریب چهره‌های شخیص سلاطین بزرگ افغان زمین؛ با عکس العمل‌های گونه‌گونی روبرو شده است. عده‌ای با نشان دادن چراغ سبز برایش کف زدند و و عدهٔ دیگری هم که داستان‌های تکراری این هجمه‌های اغواگرانه و و ایده‌های منفی گرایانه را به خوبی خوانده و اهداف مسموم کننده و نامیمون آن را درک کرده اند، خشم خودرا در قالب الفاظ و نوشته‌های تند و تیزی ابراز نموده اند.
همانگونه که این فیلم [پانی پت] اولین پدیده مخرّب و هنجار شکن تاریخ زرین یک ملت نبوده، آخر آن نیز نخواهد بود. کشور هندوستان امثال اینگونه فیلم‌ها و نمایش‌هارا بارها و بارها تولید نموده و از سال‌ها بدین سو در پی تخریب و بد جلوه دادن چهره‌ها، تاریخ، و کارنامه‌های بزرگان و سلاطین اسلام بود. که روزگاری را در خاک هندوستان در اقتدار به سر برده اند و اینک از طرف سینمای کشور هندوستان به طور مدبرانه و طراحی شده و در قالب یک مکانیزم قوی و سنجیده، مورد هجوم و تاخت و تاز و اتهامات ناشایست قرار گرفته اند. بهترین نمونه این حقایق را می‌توان در فیلم سلطان علاءالدین غوری [پاد ماوات] و… و اینک در فیلم «پنی پت» یعنی فیلم ساخته شده احمد شاه باباه ابدالی فاتح هند و سند و بلاد افغان و… مشاهده کرد که چگونه این شخصیت‌ها را بد، قاتل، سفاک و خونریز جلوه می‌دهند و آنهارا متجاوز، ویرانگر و بی رحم ترسیم می‌کنند؛ در حالیکه تاریخ شان، آثار و آبدات تاریخی و خصوصا منار سر به فلک کشیده و استوار دهلی که یادگار منحصر بفرد همین بزرگان هستند، بر خلاف این مدعا گواهی می‌دهد.
عمق فاجعه را زمانی احساس کردم که بعضی از انسان‌های فاشیست و مسلمان نما که خط و گز افغانستانی بودن را می‌کَشند، هر از گاهی با تورّد واژه‌های «خراسان خراسان» و داعیه داران فارسی تبار، شعلهٔ تعصب و عِرق عصبیت عصر جهالت چنان در رگ و ریشهٔ شان رسوخ کرده که هرگاه در فراز نای تاریخ پر شکوه افغان کسب را به نام و عنوان پشتو زبان مشاهده می‌نمایند، مورد طعن و نقد قرار داده و هرچه که به دهن بی زیپ شان بیاید، بدون کدام تمییز و تمایزی به زبان آورده و در حق این بزرگان از هیچ چرندیات و خزعبلاتی دریغ نمی‌ورزند. فیلم «پانی پت» قبل از اینکه احمد شاه باباه ابدالی و امثالش را مورد جرح و انتقاد قرار بدهد، تیر مسموم وی متوجه اسلام، جهاد و فتوحات اسلامی عصر غزنویان، غوریان و فتوحات مجاهدانهٔ احمد شاه بابای ابدالی می‌شود. با این حال باز هم گروهی با کمال وقاحت و بی عرضگی خود را به کوچه «حسن چپ» اسلام زده اند و یا هم واقعا اسلام برای شان هیچ ارزش چنانی ندارد، بی خیال این موارد شده و صرف بخاطر اینکه احمد شاه باباه ابدالی پشتو زبان بوده برای این فیلم پلشت و ناشایست حق داده و از آن حمایت می‌کنند و فراتر از آن، با صدای زهراگین این فیلم همنوا شده و در شأن یک شخصیت بزرگ اسلامی (احمد شاه باباه ابدالی) از هیچ جسارت و بی ادبی‌هایی فرو گذاری نمی‌کنند.
واقعیت این است که برای بعضی‌ها دین و شریعت اصلا مطرح نیست، چنین افرادی بیشترین تاکید شان روی قومیت محوری بوده و به اسلام محوری پشت پا زده اند هرچند خودشان در هرنوشتار و گفتار شان همواره دیگران را متهم به تعصب و قوم گرایی می‌کنند. چنین افرادی باید جواب بدهند که اگر احمد شاه بابای ابدالی و امثالش را از تاریخ پر شکوه افغانستان بر داریم، دیگر برای افغانستان چه چیز باقی خواهد ماند، کدام دستاورد از کدام شخصیت قابل تقدیر و توقیر بوده که از قید قلم تاریخ مانده و اینک چند ابلهٔ حیران در پی رزومه سازی و ساخت شخصیت پوشالی برای آن هستند و می خواهند دیگران برای آنها حساب باز نمایند!

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button
Close
Close