یازدهء سبتامبر و احیای مفاهیم شرعی

موفق افغان

حادثهء یازدهء سبتامبر سال 2001 میلادی اگرچه مشکلات زیادی را از قبیل سقوط یگانه دولت اسلامی در جهان، سرازیر شدن نیروهای کفری بر سرزمین های اسلامی، ائتلاف کفر صلیبی جهانی علیه مسلمانان، روا داشتن هر نوع ظلم و ستم به بهانه های مختلف بر امت مسلمه وغیره مصیبت ها را برای امت اسلامی به بار آورد اما در عین حال فوائد زیاد دیگری را نیز همراه داشت که اگر این حادثه نمیبود شاید درک آن برای نسل جدید مسلمان ممکن نمیبود. این حادثه مفاهیم زیاد شرعی و قرآنی را بعد از آن که قرن ها منحصر به کتاب ها و سخنرانی های بعضی علمای جهادی شده بود و بویی از تطبیق عملی آن به مشام جوانان مسلمان نمیرسید دوباره احیا کرد و یاد آنرا زنده ساخت. در این نوشتار مختصر ممکن نیست که بر همهء این مفاهیم عبور نمود مگر به ذکر چند مفهوم بسنده میشویم:

مفهوم اولولاء و براء:

موضوع ولاء و براء و یا دوستی و دشمنی برای خداوند از موضوعاتی بود که نه تنها عامهء مسلمانان بلکه عده زیادی از علمای ما نیز آنرا فراموش کرده بودند. این موضوع مهم عقیدوی آهسته آهسته اهمیت خودرا از دست داده بود و مجتمعات اسلامی چنان با کفار آمیزش پیدا کرده بودند که بیم آن میرفت که فردا تفکیک این دو جامعه با ارزش های کلا مختلف شاید دشوار باشد. نه تنها به سطح حکومت ها (که اکنون نیز در همان حالت قرار دارند) بلکه به سطح افراد و احزاب اسلامی دوستی و دشمنی بخاطر خداوند متعال مفهوم اصلی خودرا از دست داده بود. آمیزش مسلمانان در مجتمعات کفری باعث شده بود که مسلمانان گمان کنند که دوست اصلی و حقیقی شان همین کفار اند زیرا در هر مشکل و مصیبت به داد شان می رسند و هرگاهی بخاطر راحت مسلمانان قربانی می دهند. مگر یازده سبتمبر یکبار دیگر این مفهوم مهم عقیدوی را در اذهان مسلمانان حقیقی که هدایت نصیب شان گردید زنده ساخت و با تاخت و تاز های غربی های کافر و صلیبی و اظهار عقده و کینه توزی شان در مقابل اسلام متوجه شدند که آنچه تا کنون ظاهرا از آن متأثر شده بودند سرابی بیش نبود و کفار حقد و کینه خودرا به روز مبادا پنهان کرده بودند و در نتیجه عقیدهء دوستی با مسلمان و دشمنی با کفار و ساختن آن برای رضای الهی در اذهان جوانان مسلمانان ترسیخ شد.

مفهوم دومپنهان کردن بغض و کینهء کفار:

چنانچه ذکر شد مسلمانان از ظاهر مسالمت آمیز و مهربان کفار بخصوص در مجتمعات کفری و احیانا در کمک رسانی های شان در کشورهای اسلامی شدیدا متأثر شده بودند و گمان می کردند که این قلب مهربان نمیتواند جایگاهی برای کینه، بغض و نفرت در مقابل مسلمان باشد. این گمان در حالی صورت می گرفت که قرآن کریم صراحتا از دوستی و همصحبتی کفار منع نموده و از پنهان کردن کینه و نفرت در قلب های شان در مقابل مسلمانان خبر می دهد و می فرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتْ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمْ الآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ)، «اى مؤمنان، از غير خودتان همراز مگيريد، [آنان‏] در نابكارى [نسبت به‏] شما كوتاهى نمى‏ورزند. رنج [و ناراحتى‏] شما را دوست دارند. به راستى دشمنى از زبانهايشان آشكار است، و آنچه دلهايشان نهان مى‏دارد، بزرگتر است، اگر خرد ورزيد، نشانه‏ها [ى روشن‏] را براى شما بيان كرده‏ايم». واقعهء یازده سبتامبر و هجوم وحشیانهء کفار خیلی واضح و آشکار نشان داد که کفار با وجود اظهار دوستی، مهربانی و اخوت چقدر کینه و حسادت در دل پنهان دارند و چطور با مساعد شدن زمینه انتقام این دشمنی دیرینهء خودرا از مسلمانان می گیرند.

مفهوم سومعدم رضایت یهود و نصاری از مسلمانان:

از چهارده قرن به اینسو اسلام به این اصل اصرار دارد که یهود و نصاری هرگز از مسلمان خشنود نمیشوند تا اینکه از دین و آیین آنان پیروی نکند مگر یکعده از مسلمانان ساده لوح گمان می کردند که کفار امروزی به مجرد این روابط ظاهرا دوستانه از آنان خشنود و راضی می شوند. قرآن کریم می فرماید: (وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ)، « هرگز يهوديان و مسيحيان از تو خشنود نمى‏شوند مگر آنكه از آيين آنان پيروى كنى» و بالاخره واقعه یازده سبتامبر نشان داد که کفار تنها از کسانی خشنود و راضی شدند که در صف شان قرار گرفته و هم کیشی خودرا با آنان ثابت ساختند و هر آنکس را که در صف شان قرار نگرفت اگرچه در صف مخالف هم نبود اجازه ندادند در چنین حالتی باقی بماند بلکه شعار شان این بود که “یا با ما یا علیه ما” لذا مشاهده گردید کسانیکه از ایمان راسخ و کامل برخوردار نبودند مجبورا این ایمان ناقص و ناچیز خودرا نیز کاملا ترک کرده و در صف صلیب علیه مسلمانان قرار گیرند و به این شکل یکبار دیگر صدق این خبر قرآنی ثابت گردید که کفار بجز پذیرفتن دین و آیین شان به هیچ راه دیگر خشنود و راضی نمیشوند.

مفهوم چهارمکفار در قتل و کشتار بر هیچ کسی رحم نمی کنند:

این مفهوم دینی و ایمانی مسلمان است که کفار همیشه در فساد، قتل و کشتار از همه سبقت و پیشی می گیرند و هرگز از این تصرف جاهلانهء خود منع نمیشوند. در نزد آنان نه زندگی طفل حایز اهمیت است و نه عزت و عفت زن و نه پیری و کهنسالی پیر مرد مسکین. آنان همیشه در جنگ ها و جدل های خود تر و خشک را همه یکسان به آتش زده اند. قرآن کریم در آیات متعدد از فساد، فتنه، قتل و کشتار آنان خبر داده است و حتی می فرماید که آنان پیامبران خدا را بدون حق به قتل رسانیدند بلکه کسانی را به قتل می رسانند که به حق و عدالت دعوت می کنند، (إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنْ النَّاسِ)، « آنان كه به آيات خدا كفر مى‏ورزند و پيامبران را به ناحقّ مى‏كشند و [نيز] كسانى از مردم را كه به عدل فرمان مى‏دهند، مى‏كشند» و یازده سبتامبر واضح ساخت که بلی اگرچه مسلمانان در خواب خرگوش قرار دارند و گمان می کنند که کفار مدافعین حقوق بشر اند و اجازه نمیدهند ناخن طفل، زن ویا پیره مردی بیجا شود در وقت دشمنی با اسلام و مسلمانان اینهمه را فراموش می کنند و آنگاه به وحشی ترین و درنده ترین مخلوق مبدل می گردند و اکنون حتی دشمنان نیز نمیتوانند از این مفهوم اسلامی که شاهدی از قرآن به خود دارد انکار کنند.

مفهوم پنجمکفار همیشه برای گسترش فساد دعوت می کنند و مصلحین را دوست ندارند:

این یک هم یک مفهوم شرعی و اسلامی فراموش شده بود که یازده سبتامبر آنرا زنده ساخت. گمان می رفت که کفار مخالف هر نوع فساد بوده و برای گسترش عدالت اجتماعی در جهان تلاش میکنند مگر حادثهء یازده سبتمبر در تصدیق به این قول خداوند متعال که از دشمنی کفار با افراد صالح و مخالف با فساد خبر می دهد ثابت ساخت که کفار تنها از افراد فاسد و مفسد در جامعه حمایه و پشتیبانی می کنند و همیشه افراد صالح و نیکو را سرزنش کرده ودر تلاش از بین بردن آنان می باشند. خداوند متعال در حکایت از قوم لوط علیه السلام می فرماید: (وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ)، «و پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند آنان را از شهر خود بيرون كنيد، بى گمان آنان مردمانى پاكيزه جويند». شانزده سال گذشته نشان داد که کفار در تمامی کشورهای اسلامی که تسلط پیدا کردند تنها یک توده فاسد و مفسد را بر حکم مسلط ساختند و همیشه در صدد مبارزه و جنگ با مردم صالح و نیکو بوده اند.

مفهوم ششم _ طلب عزت نزد کفار:

عده یی از مسلمان نماها همیشه در صف منافقین قرار داشته و عزت خودرا زیر سایهء کفار می جویند. قرآن کریم دربارهء این چنین از افراد در مجتمع اسلامی که کفار را به دوستی می گیرند و گمان می کنند که عزت و ذلت بدست آنان است میفرماید: (الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمْ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً)، «آن [منافقانى‏] كه كافران را به جاى مؤمنان دوستان [خويش‏] مى‏گيرند آيا به نزد آنان عزّت مى‏جويند؟ پس [بدانند كه‏] عزّت همه از آن خداست». واقعهء یازده سبتامبر نشان داد که برخی از کسانی که دعوای جهاد و بزرگی و رهبری داشتند نتوانستند دشواری ها و مشکلات جهاد و اسلام را متحمل شوند و در مقابل به مال و متاع دنیا تن دادند و گمان کردند که به این طریق به جاه و مقام می رسند و به عزت و جلال شان افزوده می شود مگر به مرور زمان ثابت گردید که نخیر عزت و جلال نزد خداوند و در راه خداوند متعال است، آن مجاهد پا برهنه و با لباس کهنه اکنون نیز در قلب مسلمانان جایگاه عظیمی دارد مگر آن رهبر تسلیم شده و فریب خورده اگرچه جیب خودرا از دالر و خزانه های چور و چپاول و یا بهای پرداخت شده توسط دشمن در مقابل فروش دین، عزت و ناموس وطن خویش مملوء ساخت نه تنها در قلب مسلمان جا ندارد بلکه حتی کفار و هم کیشان شان نیز از آنان متنفر اند و یکدیگر را به غلامی و بردگی متهم می کنند.

مفهوم هفتمپیوستن با کفار از بیم رسیدن بلا:

قرآن کریم قرن ها قبل از امروز از اینکه گروهی از بیماران قلبی در وقت شداید و مشکلات مسلمانان را ترک می کنند و از بیم اینکه آنان در قرار گرفتن در صف مسلمانان و نه پیوستن به صف کفار به مشکلات مواجه خواهند شد از اوامر کفار متابعت کرده و با در نظرداشت منافع آنان فعالیت می کنند خبر داده بود اما این ظاهره در حال فراموش شدن بود که چطور یک مسلمان میتواند در چنین حالت دشوار برادر مسلمان خودرا ترک کرده و از خوف اینکه شاید با مشکل احتمالی مواجه شود علیه برادر مسلمان خود قرار می گیرد و خون آنرا می آشامد. بعد از احداث یازده سبتامبر واضح شد که کشورهای ظاهرا اسلامی، احزاب اسلامی و افراد مدعی اسلام و دعوت از این خوف که مبادا به آنان ضرری نرسد بسوی کفار شتافتند و در صف مقابل مسلمانان قرار گرفتند. قرآن کریم در شأن این افراد می فرماید: (فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِم يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ)، «آن گاه بيمار دلان را مى‏بينى كه در [دوستى‏] آنان مى‏كوشند، مى‏گويند: مى‏ترسيم كه بلايى به ما برسد، پس نزديك است كه خداوند فتح يا چيزى [ديگر] از نزد خويش در ميان آرد، آن گاه از آنچه در دل خويش نهان داشتند، پشيمان شوند»، واقعا یازده سبتمبر قسمت اول این آیهء کریمه را ثابت ساخت و ان شاء الله عنقریب قسمت دوم آن نیز که عبارت از پشیمانی و ندامت این گروه در وقت فتح و پیروزی است صدق خودرا ثابت خواهد کرد.

مفاهیم دیگری نیز در این حادثه و نتایج آن نهفته است مگر از بیم اینکه موضوع به درازا کشانیده شود به ذکر همین هفت مفهوم اکتفا می کنیم و امیدواریم که این بیان اختصار سبب رهنمایی و هدایت برای کسانی باشد که یازده سبتامبر را روز تاریک برای امت اسلامی می دانند و از حقیقت پیامدهای مثبت آن که میتوان دربارهء آن کتاب مفصلی نوشت چشم پوشی می کنند.

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Close