تغیرات جدید در صفوف طالبان بیانگر چیست؟

نویسنده: عبدالله ابن مبارک احمدزی

۲۰۱۷ / ۱ / ۳۰

من به یاد دارم،وقتی که خبر وفات أمیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد از سوی طالبان تأیید شد دیری نگذشته بود که تهاجم تبلیغاتی از سوی ادارۀ کابل بخاطر چند دسته نشان دادن طالبان آغاز شد،هر چند تصفیه شدن صفوف اسلام یک امر استمراری در تاریخ سیاسی اسلام است اما شهید أمیرالمؤمنین ملا اختر محمد منصور با درایت و فراست والای خویش توانست مشت کوبنده ای بر دهان دشمنان اسلام و دین ستیزان وارد کند و به بسیار مهارت صف طالبان را آراست و منظم تر ساخت که فتح قندر را می توان یکی از دست آورد هایش تلقی کرد،نظامی ساختن قطعات سربازان طالب دست آورد دیگر اش بود،به هر صورت وقتی أمیرالمؤمنین از سوی فرعون عصر (امریکا) به شهادت رسید همزمان با آن استخبارات و شبکه های شرق و غرب برای فروپاشی صف واحد طالبان دست به کار شدند و در این راستا از هیچ نوع سعی و کوشش دریغ نه ورزیدند،همه روزه تبلیغاتی وسیعی را براه می انداختند که طالبان به چندین گروه تقسیم شده اند،طالبان در بین هم اختلافات عمیق دارند،طالبان الشیخ هبة الله آخندزاده (حفظه الله) را به عنوان امیر خود قبول ندارند،طالبان از امر الشیخ هبة الله سرکشی می کنند و بر ضد وی می ایستند و امثالهم…

اما برای من جالب است که چگونه آن رهبری که به ظن شما طالبان وی را به عنوان امیر خویش نمی پذیرند توانست که ۱۶ والی را به یکبار از سمت شان دور سازد؟ و چرا کسی مخالفت با این کارش نشان نداد؟ آیا وجود اختلافات ایجاب آنرا می کند که ۱۶ والی برکنار شود و مخالفان ( به قول شما) به حالت خود باقی مانده و سکوت اختیار کنند؟ به رسانه های ادارۀ کابل باید بگویم که شما اصلا با این تصمیم تان بالای خویشتن عریضه نموده اید،این چنین دسیسه های شوم جز اینکه خلاف توقع شما صف طالبان را هنوز هم تقویت ببخشد به درد شما نخواهد خورد،و اهداف تان را نمی توانید بدست بیاورید،شما در طول ۱۶ سال جهاد طالبان اقلا ندانستید که مهمترین و معتبرترین چیز برای همه ی طالبان همانا اسلام و عقیده ی اسلامی است،شما باید پی می بردید که طالبان حاضر اند از سر و مال خویش بگذرند اما نه به قیمت دین شان،به هر صورت حالا مطلب اصلی را واضح می کنیم و آن اینکه چند روزیست که رسانه های داخلی و خارجی خبر تعیین و تغیر گستره را در صفوف طالبان به نشر می رسانند،به حوالۀ شبکه ای خبری رویترز طالبان در صفوف خویش به سطح والی،ولسوال و غیره تغیرات بی سابقه یی را وارد کرده اند و حدود ۱۶ نفر را از مقام ولایت معزول کرده و بر جای آن ها اشخاص دیگری را تعیین نموده اند،جالب اینکه عزل و نصب والی ها و ولسوال ها یک امر معمول و عادی است اما بعضی از رسانه های استخباراتی این خبر را آن چنان به دست نشر سپردند تا باشد یک حربه یی سیاسی دیگری را بر ضد طالبان به کار برده باشند،صفحات متعدد در رسانه های مجازی ایجاد شده اند و همین خبر را با شد و مد سپانسر کرده اند،از سوی هم شبکه ی تلویزونی آریانا نیوز از منبع نامعلوم که یک جرم ژورنالستیکی پنداشته می شود یک خبر را به نشر رساند که شبکه ی استخباراتی پاکستان طالبان را وادار به این امر نموده است که ۵۱ تن از سران طالب را به شهادت برسانند تا از این راه جلو فعالیت آن عده از طالبان گرفته شود که به قول شان سرکشی از امر پاکستان می کنند.

چقدر سخن بی جا و دور از معیار های ژورنالیزم، آیا همین است اساسات ژورنالیزم؟ آیا در ساختن یک خبر می توان به اظهارات و استدلال یک طرف باورکرد؟ ادارۀ کابل عقیده به اسلام حقیقی ندارد و داد از دموکراسی می زند متأسفانه در افغانستان اصلا هیچ کاری اساسی در هيچ بخشی از حکومت را ما ندیده ایم که حد اقل دموکراسی غربی را در این جا تمثیل کند،با وصف آنکه ژورنالیزم یک مسلک مقدس و شغل پاک است اما با تأسف فراوان اداره ی کابل حتا به اساسات دموکراسی که به قول خود شان تهذیب انسان های متمدن را تنظیم می کند نیز باورمند و معتقد نیستند، چه رسد به اصول و پرانسیپ های ژورنالیزم؟ قابل یاد آوریست که از بدو تأسیس تحریک طالبان تا اکنون عزل و نصب اشخاص به سطح ولایت و ولسوالی یک امر بسیار ساده بوده است،در بین سالهای ۱۳۷۵ و ۱۳۸۰ که طالبان اداره و کنترول کابل را در دست داشتند دها بار این امر تکرار شده است،یک شخص تا مدتی به حیث وزیر باقی می ماند و بعدا به یک مکتوب از مقامش برکنار و عوض می شد،این برکناری ارتباط داشت به امکانات و شرایط همان وقت و این وقت،شاید هم تقاضای خود شخص بوده باشد و یا اینکه شخص مناسب تر و بهتر تر برای آن سمت پیدا شده است،تغیر و تبدیل نمودن والی ها،ولسوال ها و دیگر مسؤولان از روی پالیسی طالبان هر وقت و هر جا صورت می یابد و کسی مخالفت آن را نه می کند و نه کرده است،اینکه طالبان نظر به شرایط سیاسی کشور چه کار ها را در اولویت کاری خویش قرار می دهند کار خود شان است،رسانه های داخلی و خارخی آن هم مشخص روی کدام غرض این خبر را به شکل وسیع به نشر می رسانند و این حق را چه کسی به آنها داده است؟ آیا در نظام دموکراسی غربی این چنین عمل جرم پنداشته نمی شود؟

می دانید چرا؟ جواب آن سهل است،رسانه های داخلی و خارجی که این چنین خبرها را به نشر می رسانند و در رسانه های اجتماعی آنرا سپانسر می کنند هدف شان اینست که به مردم نشان دهند که در بین صفوف طالبان شکاف ها و درز های عمیقی رونما شده است و این گروه با شکست سیاسی روبرو است.در حالیکه این حدس شان بی معنا و این کوشش شان بدون تنیجه است،حقیقت اینست که طالبان حدود چهار هفته قبل در بین تشکیلات خود تغیرات وارد کرده اند،و این کار در تمام نهاد های حکومتی یک امر عادی است اما فرق در اینجاست که اینقدر تغیرات بزرگ صف طالبان را متأثر نمی سازد؟

نخیر! تجربه نشان داده است که طالبان در طول بیست سال گذشته در یک وقت دها والی،وزیر،ولسوال،مدیران و مأمورین بلند پایه را استخدام،منفک،عزل و نصب کرده اند اما واحدی هم برای این موضوع کدام عکس العملی از خود نشان نه داده است،و اگر این خبر رسانه ها را تحلیل و تجزیه کنیم سرانجام به استعداد و بصیرت سیاسی رهبران طالبان پی خواهیم برد،چگونه امکان دارد طالبانی که به قول رسانه های کابل به دسته ها تقسیم شده باشند،در بین خود بر سر رهبری مخالف باشند و اطاعت یک امیر را نه کنند این چنین تحولات بزرگ را شاهد باشند و کدام عکس العملی از خود نشان ندهند؟

اگر ۱۶ والی از مقام شان معزول شده اند پس آیا دلیل بر کامیابی طالبان نیست؟

حکومت وحدت ملی که همین رسانه های بنام مستقل را حمایت می کند بر سر تعیین یک مأمور عادی وزارت با هم اختلاف می ورزند،پس طالبان چگونه به یکبارگی ۱۶ تن از مقامات بلند رتبه ی خود را می تواند بر طرف سازد؟

این خود دال بر آنست که در بین طالبان هر طالب عادی یک رهبر و هر رهبر طالب یک سرباز است،زیرا که در طول تاریخ طالبان تفکیک والی و سرباز آن ها در میدان نبرد سخت بوده است یعنی هر رهبر خود را یک سرباز عادی دانسته است و هر سرباز به اندازه ی یک والی خود را مسؤول دانسته و تا آخرین قطره خون از مسیر خویش منحرف نه شده است،چیزیکه اداره ی کابل را از طالبان متمایز می سازد عقیده ی اسلامی است،طالبان از کوچک تا بزرگ و از سرباز تا والی همه و همه بر اساس عقیده اسلامی روابط شانرا تنیظیم و به پیش می برند و مستحکم می سازند،طالبان عقیده دارند که اطاعت از امیر یک وجیبه است،و بجا آوردن آن بسیار ضروری است،ورنه با عذاب الله روبرو خواهیم شد.

خلاصه ی سخن اینکه رسانه ها و در کل استخبارات اداره ی کابل می خواهد با نشر و پخش این گونه خبرها اذهان عمومی را مخشوش بسازد و برای مدافعان و سربازان حکومت اشغال شده بنام وحدت ملی مرال و انگیزه دهد،اما کور خوانده اند،ملت دیگر خواب نیست،اکنون هر فرد افغانستان دسیسه های استخبارتی اداره کابل را کاملا بلد است و با دیدن و شنیدن آن کدام تغیری را در رفتار و کردار خود نمی بیند.

به نظر بنده رسانه های مرتبط به اداره ی کابل اصلا با این کار شان پرده از سیاست کامیاب رهبر طالبان برداشته اند نه اینکه ایشان را در اذهان عامه متزلزل جلوه دهد،این یک امر طبیعی است که عزل و نصب مأموران بلند پایه در نظام های دموکراتیک یک امریست بسیار سخت که دشمنی ها و کشت و خون ها را در پی می داشته باشد،اما در دین اسلام و نظام اسلامی این چنین نیست،امیرالمؤمنین حق و صلاحیت دارد تا بر اساس اصول نظام اسلامی و شرعی هر کسی را ولو در هر کرسی و مقامی باشد عزل و نصب کند،داستان های أمیرالمؤمنین سیدنا حضرت عمر فاروق رضی الله عنه را می توانیم به گونه مثال بیاوریم که چگونه والیان و مأموران را نظر به کوتاهی شان در امور رهبری از مقام بر طرف و با ایشان محاسبه می کرد.اصلا دین اسلام و نظام اسلام همین اصول را جهت ساختن یک نظام کامل و شامل مطرح ساخته و می سازد.

حاصل این مبحث را می توان در چند نقطه خلاصه کرد:

۱- طالبان نشان دادند که در تطبیق قانون بالای فرد فرد هیچ کوتاهی را نمی پذیرند.

۲- طالبان نشان دادند که بر خلاف نظام های وضعی بنام دموکراسی و غیره می توانند در یک فرمان بسیار ساده حتا ۱۶ تن از افراد بلند رتبه الی والی و معاونین والی را معزول بدارند.

۳- طالبان نشان دادند که از نظر قاطعیت در عمل دست بلند ازآن ایشان است.

۴- طالبان نشان دادند که در هر تصمیم و اراده ی شان مبنی بر عزل و نصب افراد در داخل این صف کاملا آزاد و مستقل اند و هیچ ګونه دست برد را نه پذیرفته اند،در غیر آن سخت است تا فرد فرد امارت با این تصمیم موافق باشد،اما چون رهبران امارت اسلامی همواره در هر امر از اساسات نظام سیاسی اسلام که شروع آن از مسجد نبوی صلی الله علیه وسلم شده است پیروی می کنند حقا که هر فرد امارت به این امر لبیک گفته و آنرا به هردو دیده می پذیرد.

پایان

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button
Close
Close
%d bloggers like this: